شعر

پرنده اگر برگردیم و درخت نباشد چه؟

شعر پرنده اگر برگردیم و درخت نباشد چه از محمد علی‌نوری

پرنده اگر برگردیم و درخت نباشد چه؟

نگاهمان را به کجا بی آویزیم؟

برگردیم و اگر ابر نباشد

چرک رخت هایمان را به که بسپاربم؟

بر گشتیم

اگر خاک دستهایمان را نگرفت؟

.

بر نمی گردم و پناه می برم به هوایی که همه جا هست

به لکه ی نشسته روی شیشه ها

به سکوت پرده ها

.

پناه می برم به زبانم

که بی تفاوت دراز کشیده در حفره ی خویش

به موهای نتراشیده ی صورتم

پناه می برم به پیژامه ام

به لباس های زیر عرق گرفته

.

ماهی ،برگردیم و اگر نباشد رودخانه چه؟

حباب هایمان را به کدام تور بسپاریم؟

برگردیم و اگر نباشد صخره

نباشد ساحل

بگو کجا دراز بکشد آفتاب؟

.

تن را به شب سپردیم

اگر به شهاب سنگ نسپرد

اگر ستاره به شانه های مان تسلیم نکرد؟

.

بر نمی گردم و پناه می برم به درد دندان های خراب

به تولد زخم های خون آلود

.

پناه میبرم به صدایی که اعصابم را به هم بریزد

به عطری که بیزارم کند از بینی بی قواره ام

.

پناه می برم به ترس

جا باز کند زیر پوستم

به اشک

جا باز کند زیر پلکم

به شهوت

جا باز کند زیر دامن های بی حواس

.

بر نمی گردم

که فکر می کنم

کسی آن طرف به فکر ما نیست

مگر پدر از زیر خاک بلند شود

و این تلویزیون را خاموش کند

شعر پرنده اگر برگردیم و درخت نباشد چه؟
کتاب پرنده اگر برگردیم

انتشارات آرادمان