پرنده اگر برگردیم و درخت نباشد چه؟
نگاهمان را به کجا بی آویزیم؟
برگردیم و اگر ابر نباشد
چرک رخت هایمان را به که بسپاربم؟
بر گشتیم
اگر خاک دستهایمان را نگرفت؟
.
بر نمی گردم و پناه می برم به هوایی که همه جا هست
به لکه ی نشسته روی شیشه ها
به سکوت پرده ها
.
پناه می برم به زبانم
که بی تفاوت دراز کشیده در حفره ی خویش
به موهای نتراشیده ی صورتم
پناه می برم به پیژامه ام
به لباس های زیر عرق گرفته
.
ماهی ،برگردیم و اگر نباشد رودخانه چه؟
حباب هایمان را به کدام تور بسپاریم؟
برگردیم و اگر نباشد صخره
نباشد ساحل
بگو کجا دراز بکشد آفتاب؟
.
تن را به شب سپردیم
اگر به شهاب سنگ نسپرد
اگر ستاره به شانه های مان تسلیم نکرد؟
.
بر نمی گردم و پناه می برم به درد دندان های خراب
به تولد زخم های خون آلود
.
پناه میبرم به صدایی که اعصابم را به هم بریزد
به عطری که بیزارم کند از بینی بی قواره ام
.
پناه می برم به ترس
جا باز کند زیر پوستم
به اشک
جا باز کند زیر پلکم
به شهوت
جا باز کند زیر دامن های بی حواس
.
بر نمی گردم
که فکر می کنم
کسی آن طرف به فکر ما نیست
مگر پدر از زیر خاک بلند شود
و این تلویزیون را خاموش کند
شعر پرنده اگر برگردیم و درخت نباشد چه؟
کتاب پرنده اگر برگردیم
انتشارات آرادمان
