یادداشت

در ستایش تاب‌آوری

یادداشت در ستایش تاب‌آوری محمد علی‌نوری

در ستایش تاب‌آوری

در قالب آن‌همه آدمی که نبودند و نیستند و نخواهند بود، در قالب آن‌همه که نمی‌بینند و نشنیده‌اند و نخواهند چشید، در قالب آن‌همه اشیا و نجنبنده، بودن، هرچند مجمل، پردیسی‌ست شورانگیز، مجالی‌ست با‌شکوه در برابر برزخ نبودن. بودن رخصتی‌ست به دچار شدن به هیبت کیهان و ظرافت رنگین‌کمان‌ پروانه‌ها. ناظر است و منظور. شاهد است و مشاهده. استعداد ایستادن است بر کرانه‌ی تماشا.
بودن اما در ابتذال شوق و شادی تا انتحار ملال، بودن اما در توحش ازدحام صدا تا جنون محنت‌بار سکوت، بودن اما در امعاء و احشاء متعفن تا روان سرگردان، تاب‌آوری فراخ می‌طلبد و دوامی سنگ‌واره. مگر نه اینکه چشیدن شهد عسل‌های سیاه و شراب چشمه‌های سرد، سلاخی سنگ‌پیمایی‌های بلند را می‌طلبد.
در قالب آن‌همه که در میانه‌ی طوفان‌ها شکستند و فرو ریختند، در قالب آن‌همه که زیر بار زمستان‌های قندیل‌اندود، خاموش شدند و دیگر برنخاستند، در قالب آن‌همه شاخه‌های نارس که تاب نخستین تندباد را نیاوردند، دوام آوردن، هرچند زخمی و فرسوده، شکوهی‌ست کمیاب؛ آیینی‌ست روشن در برابر وسوسه‌ی فروپاشی. دوام آوردن، نه انکار جراحت، که همزیستی با آن است. نه نشنیدن غرش رعد، که ایستادن در میانه‌ی میدان نعره‌هاست. تاب‌آوری، رخصتی‌ست به ماندن؛ به آن‌که آدمی، با همه‌ی ترک‌هایش، هنوز ظرف عبور نور باشد.
تاب‌آوری، هنر ریشه دواندن است در خاکی که بارها شخم مصیبت خورده است. توان برخاستن است از زیر آوار روزگار، بی‌آنکه ناگزیر، سنگینی آوار را فراموش کرده باشی. شاهد است و مشهود؛ زخم است و التیام؛ سقوط است و اشتیاق دوباره‌ی برخاستن.
زیستن اما در تلاطم بیم و امید، در کشاکش فقدان و اشتیاق، در ازدحام شکست‌های کوچک و هجوم اندوه‌های بزرگ، صبری بی‌کران می‌طلبد و دوامی کلان. مگر نه آنکه بلوغِ درختان کهنسال، مرهون هزاران شبِ یخبندان است؟ مگر نه آنکه رود، آواز رسیدن به دریا را با سایش بی‌امانِ سنگ‌ها می‌آموزد؟ آن‌که دوام می‌آورد، پیروزِ میدان‌ها نیست؛ وارثِ افق‌هاست. زیرا افق، نه به آنان که هرگز نیفتاده‌اند، که به آنان تعلق دارد که بارها افتاده‌اند و هنوز، با زانوانی خاک‌آلود، به سوی روشنایی برخاسته‌اند.

شفا در نجابتِ تاب آوردن است؛ در وفاداریِ خاموش به امکانِ فردایی که هنوز از راه نرسیده است. شفا در ابتلا به نشئگی بودن است.

محمد علی نوری
بیست و هفت خرداد هزاروچهارصد و پنج