جست‌وجوی من

محمد علی‌نوری

جست‌وجوی من کلمات آن چیزی نیستند که خودشان را نشان می‌دهند. هر کلمه، معنایی آشکار دارد و جهانی پنهان. شبکه‌ای از خاطره، تجربه، احساس، اسطوره و معناهایی که گاهی تنها با مکثی کوتاه خودشان را نشان می‌دهند.

جذابیت زبان دقیقاً در همین لایه‌ی پنهان آن است. جایی که یک کلمه به کلمه‌ای دیگر راه می‌برد، یک معنا، معنای دیگری را بیدار می‌کند و ناگهان جهان آشنای ما، چهره‌ای ناشناخته پیدا می‌کند. جهانی که گویی پیش از تو کسی در آن زندگی نکرده است. جهانی زیبا و سحر آمیز که هر لحظه غافلگیرمان می‌کند.

به همین دلیل است که به هنر و ادبیات، و بیش از همه به شعر، علاقه دارم. شعر برای من فقط کنار هم نشستن کلمات نیست. کشف چیزی است که پشت کلمات پنهان مانده. لحظه‌ای که یک واژه از معنای معمولش عبور می‌کند، به دری تبدیل می‌شود رو به جهانی دیگر.

در اینجا ، هر چند بیشتر مخاطب شعرم تا مولف آن و لذت من بیشتر در کشف است تا آفرینش اما گاهی که ارتباطی بین مفاهیم کلمات می‌بینم آن را با خودم و دیگران به اشتراک می‌گذارم تا شاید کسی دیگر، در جایی دیگر، به شکلی دیگر، پیدا کند رمز گم شده‌ی این جهان ناشناخته را. رمزهایی که شاید اصلاً قرار نباشد دری را باز کنند.

ادبیات برای من همین جست‌وجوست: رفتن از معنای آشکار به معنای پنهان؛ از کلمه به کلمه، از نشانه به نشانه، تا جایی که دیگر ندانم مرز میان زبان و جهان کجاست..